گل قشنگم يكسالگي شكفتنت مبارك

مهربد نازنين و دوست داشتني ام

يكسال باتو بهترين و شيرين ترين لحظه هاي عمرم رو تجربه كردم ، شادترين روزهاو شبها ، قشنگترين ثانيه هاي زندگي حتي در اوج خستگيها رو با تو سپري كردم

خورشيد درخشانم با اومدن تو زندگي من و بابا و ماه تابانم رنگ و بوي وصف ناپذيري گرفت ، تو با روحيه شوخ و شنگ و خنده هاي بينهايت زيبا ، مارو به اوج خوشبختي ميبري

عزيزترينم ، پاره وجودم تولدت مبارك 

اميدوارم سالهاي سال در كمال صحت و سلامت جسم و روح و روان زندگي كني و همه لحظات زندگيت سرشار از شادي ، سلامتي ، سعادت و موفقيت باشه

ماه روي زيباي من ، به وجودت افتخار ميكنم و خوشحالم كه مثل به فرشته مهربون در كنار مهربد كوچولو هستي و با دستهاي نازو كودكانه ات اونو حمايت ميكني

فرشته هاي نازينيم از صميم قلب دوستتون دارم ،  اميدوارم من و بابا هميشه مثل الان به وجود شما افتخار كنيم و از با هم بودن لذت ببريم و باعث آرامش و كمال همديگر باشيم


خدايا همه فرشته هاي پاك كوچولو رو در پناه خودت حفظ كن

خداي بزرگ ازت ميخوام هميشه حامي عزيزانم باشي


حتما براي اين پست عكس ميذارم


تاتي تاتي عشقم

جوجو خوشگلم اولين قدمهاي زندگيشو تقريبا 26 ارديبهشت برداشت

عزيز دلم اميدوارم هميشه قدمهاي محكم ، استوار در جهت مثبت زندگي و رو به كمال برداري

پسر نازنينم پشتكارت قابل ستايشه ، از روز اولي كه قدمهاي اولتو برداشتي با اينكه تعداد اونا به بيشتر از  يكي دو تا نميرسيد ولي ديگه از اون روز چهاردست و پا راه نرفتي و مصر بودي هر طور شده راه بري حتي اگه تعداد زمين خوردن هات  بيشتر از قدمهات بود

خيلي خيلي شيرين شدي ، تو بيشتر مواقع سعي ميكني بخندي و با خنده هاي قشنگت به اطرافيان انرژي بدي و خندو رو رو لبهاي اونا هم بياري

پسر خوشرو خوش اخلاقي هستي

ماه تيسا رو خيلي دوست داري و بيشتر از همه دوست داري با خواهريت بازي كني

ماه تيسا هم خيلي تورو دوست داره و خيلي با صبر و حوصله باهات رفتار ميكنه


فرشته هاي قشنگم خيلي خيلي دوستتون دارم و واقعا از بودن در كنارتون لذت ميبرم ، همه دنياي من هستين


خدايا عزيزترين هاي زندگيمو به تو ميسپارم خودت هميشه كنارشون باش

پدرم دلتنگت هستم !

با اجازه غزاله جونم

سلام پدر!حال همه ما خوب خوب است .

اما تو باور نكن ! دلمان براي ديدارت تنگ است ...

يادت را به شمعدانيهاپيوند زده ام هيچگاه زرد نخواهد شد . هميشه سبز، هميشه پرگل، گلداني از يادت ، خاطراتت، حرفهايت، نگاهت ، صداي خنده هايت و از طاقتت بر طاقچه ي خيالم است . چه صبور بودي و چه مهربان .

دلم برايت تنگ است پدر

پدرم اميدوارم روح بزرگت هميشه قرين رحمت پروردگار باشد ، مارا از دعاي خيرت محروم نكن


همسر مهربان و صبورم بيشتر از هميشه دوستت دارم و سپاسگزار زحمتها و محبتهاي بي پايانت هستم

تو هميشه نهايت سعي ات را ميكني همه عشقت را نثار من و گلهاي قشنگ زندگيمون بكني

عزيزم روزت مبارك

بابا افشين مهربون روزت مبارك اميدوارم هميشه كنار ما باشي ( ماه تيسا و مهربد)


مادرم زبانم از توصيف تو قاصر است...

به دنیا آمدم تنها، با ترس و گریان که در آن لحظه تو مرا در آغوش گرفتی .... تنهایی، ترس و غصه همه برایم در آغوشت بی معنی شد.
در ناتوانی و ضعف تمام بودم که به من جان دادی و عصاره وجودت را به من اهدا کردی ....
به هر بهانه به من گفتی "عاشقم هستی"
ولی من اینقدر درگیر بزرگ شدنم بودم که یادم رفت محبتت را پاسخ دهم و
اما تو بی دریغ به من عشق ورزیدی ....
من رشد کردم و بزرگ شدم به حدی که می خواهم موجود دیگری را به این دنیا آوردم و خواستم  جاي تورا بگيرم  ولي ديدم از ظرفيت و توان من خارج است
اما نه ... تو یکی بودی و هستی تو "مادر" من هستی و بی نظیری....
روزت مبارک ای فرشته مهربان
که تنها در این روز یادم می افتد چقدر عاشقتم و بودنت چقدر به زندگیم ارزش می دهد....


مادرم ! تو بهترين موهبت الهي هستي تو در قلب من جلوه خالقم هستي  ، با ذره ذره وجودم در هر لحظه زندگي به هر بهانه اي سراغ تورا ميگيرم ، هيچ چيز و هيچ كس در قلب من جاي تورا نميگيرد.

مادر مهربانم عاشقانه دوستت دارم

خدايا اين لحظات زيبا و با ارزش با او بودن را از من نگير

خدايا كمكم كن حتي براي لحظه اي از او غافل نشوم

خدايا وجود نازنين اين فرشته پاك و دوست داشتني رو حفظ كن


 

گلهاي قشنگم دوستتون دارم

ماه روي زيبا و دوست داشتني من باذره ذره وجودم دوستت دارم

مهربد نازنين و قشنگم به اندازه همه ستاره هاي آسمون دوستت دارم

امروز بعد از چند ماه تونستم بيام وبلاگ گلهاي قشنگم رو بنويسم

امروز بيستم فروردينه ، مهربد توي ده ماهه و ماه تيسا هم شده يه دختر 4 ساله


ماه تيساي گلم امسال نشد برات تولد مفصلي بگيرم ولي دو سه تا تولد كوچولو داشتي الان ديگه 4 ماه شده كه ميري مهد كودك ، من از مهدت خيلي راضي هستم خودتم مهدو خاله هاتو خيلي دوست داري خيلي بهت خوش ميگذره ، بعد از عيد هم خيلي بهتر ميري مهد صبح با خوشحالي ميري ، ولي همچنان توي مهد خيلي دختر آرومي هستي در عوض ميائي خونه انرژيتو تخليه ميكني

خيلي دختر عاقلتري شدي سر از همه چي درمياري تو همه كارا دوست داري دخالت كني بعضي وقتا خيلي خانوم ميشي همه كاراتو خودت انجام ميدي ولي بعضي وقتا حاضر نيستي يه قدم برداري

يكي دو جلسه است كلاس اسكيت هم ميري فعلا كه خيلي دوست داري ميائي با هيجان تعريف ميكني


مهربد وروجكم الان ده ماهشه ، مهربدي خيلي شيطون شدي ،به معناي واقعي ديوار راستو بالا ميري چهاردست و پا تند تند راه ميري و به همه چي دست ميزني

يا از ميز تلوزيون داري ميري بالا يا مبلا يا صندلي و يا از سروكول ما ميري بالا 

ميري سمت ميز تلوزيون من دعوات ميكنم برميگردي با شيطنت نگاه ميكني و بعد به راهت ادامه ميدي مبلو ميگيري با كمك مبل راه ميري

الان دو تا دندون داري كلماتي كه ميگي بابا ماما ددد 

همش هم ميخندي پسر قشنگم خيلي صبوري سعي ميكني كمتر گريه كني خيلي دوستتتتتتت دارم شيطونككككك


خدايا به خاطر همه چيزائي كه به من دادي به خاطر وجود نازنين گلهاي قشنگ زندگيم سپاسگزارت هستم

به خاطر لطفو رحمت و بخششت شكر گزارت هستم

خدايا همه فرشته كوچولوهارو در پناه خودت حفظ كن 


5 ماهگی شیرین ترین شکلات دنیا !!!

پسرم

عزیزترینم

دوست داشتنی ترینم , پاره وجودم با تمام ذرات روح و جسمم عاشقتم

پنج ماهگیت مبارک عسلم


دختر نازنین و دوست داشتنی ام فر شته پاکم عاشقانه دوستت دارم وقتی بهت نگاه میکنم عشق خالق رو در تو میبینم

تو با چشمهای معصومت به من میگی مامان لطفا این در این مرحله جدید زندگی منو بیشتر درک کن , من بیشتر به آغوش گرمت نیاز دارم 

عزیز دلم منو ببخش اگه بخاطر مهربد کوچولو یه کمی ازت غافل شدم البته میدونم تو فرشته کوچولو همه سعیتو میکنی وضعیت رو درک کنی ولی آخه هتوز 4 سالت هم نیست ؛ همیشه ازم میخوای مامان مهربونی برات باشم

عزیزترینم هر دو تامون باید صبور تر باشیم تا این مدت کوتاه بگذره , با این حال وقتی میبینم عاشقانه قربون صدقه مهربد میری از سر تا پا غرق بوسه اش میکنی لذت میبرم , امیدوارم همیشه با هم مهربون و دوست باشین


پسرم اولی تئاتر زندگیش رو رفت و تو همه مدت اجرا تکون نخورد و همه تئاترو تماشا کرد , هنوز 5 ماهت هم نشده بود

خیلی خیلی خوش اخلاق و خوشرو هستی و با هر لبخند قشنگت همه خستگی آدم رو در میکنی

شیطون هم شدی و همش دوست داری یکی بشینه باهات بازی کنه و تو هم غش غش میزنی زیر خنده

دیگه الان کامل اطرافیانتو میشناسی و بعضی وقتا غریبی میکنی


ماه تیسای عزیزم الان دو روزه میری مهد خدار شکر که فعلا خیلی دوست داری و راضی هستی


خدایا همه فرشته کوچولوهای پاک و دوست داشتنی رو در پناه خودت حفظ کن

خدایا حافظ فرشته های منم باش

خدایا تو همه مراحل زندگی همراهشون باش و هدایتشون کن

آمین

ادامه نوشته

سه ماه لبریز از عشق...

فرشته کوچولوی مامان سه ماهگیت مبارک

سه ماه  درکنار عشق و عظمتی که خداوند مهربون برای بار دوم به من عطا کرد زندگی کردم پرواز کردم و با عشق به این فرشته کوچولو روحم به خالقم نزدیکتر شد نه با عبادت و نماز ... با درآغوش گرفتن این موجود آسمونی با مراقبت و شب زنده داری در کنارش با آرامش دادن به اون وقتی که صورت ماهشو با سینه ام لمس میکنم وقتی میتونم با عشق هر چه بیشتر نوازشش کنم براش عاشقانه دعا کنم و وقتی چهره معصوم گلهای زندگیمو میبینم  خدا رو نزدیکتر از همیشه به خودم حس میکنم ...

وقتی که این موجود پاک و زیبا رو در آغوش دارم میتونم موهای ماه کوچولومو نوازش کنم و براش قصه تعریف کنم و داستان دختر کوچولومو براش بگم که همه تلاششو میکنه تا بتونه مامان و بابا و همه اطرافیانشو درک کنه و با چشمای ناز و معصومش به ما بفهمونه که من همه چیزمو با مهر زندگیم تقسیم کردم .

ماه من وقتی با دستهای مهربونش دستهای کوچولوی مهربدو میگیره و براش شعر میخونه و گل لبخند و رو لبهای داداشش میاره با افتخار به من نگاه میکنه و هر وقت صورت و سر و دستاشو میبوسه  انگار داداش کوچولوش عمق این عشق رو درک میکنه و از ته قبلش میخنده و با نگاهش ماه تیسارو تعقیب میکنه

 

دخترم من همه سعی مو میکنم که آرامشتو بهم نزنم و تو هم بتونی در کمال سلامت روح و روان و جسمت از داشتن مهربد درکنار مامان و بابا لذت ببری

پسرم همه سعی مو میکنم که تو هم در کمال آرامش رشد کنی و شاهد پیشرفتهات باشم

همسر عزیزم میدونم این چند وقته توجهم به تو اولین عشق زندگیم کم شده ولی اینو بدون با تمام وچودم دوستت دارم امیدوارم تو هم بتونی این موقعیت رو درک کنی و همیشه در کنار هم از این هم عشق و لطف خدا لذت ببریم و شکر گزار باشیم

خدایا شکر بخاط همه الطافت

خدایا همه فرشته کوچولوهارو حفظ کن

ادامه نوشته

مطلب دوست عزیزم برای دختر ماهش یاس ناز بمناسبت روز دختر...

چهارمین سالی است که با افتخار سر را بلند می کنم و فریاد میزنم .. .روز ولادت معصومه (س) بر من مبارک ... من که مادر دختری هستم که زلال آب قلبش است و صداقت خورشید وجودش ....
بی نظیر ترین معجزه زندگی من ....
مهربان من !از روزی که به دنیای من پا گذاشتی ... یاس خوشبوی همه روزهایم شدی و من دومین بار عشق را تجربه کردم ... عشقی که در بطن خویش نه ماه از شیره جان و خون خویش سیرابش کردم .... عشقی که در آغوشم 4 سال برایش لالایی خواندم تا فارغ از نامردمی های زمانه اش ، آسوده بخوابد .... تو بزرگترین عشق منی که هرگز رنگ تکرار نمی گیرد ... هر چه بزرگتر می شوی این عشق الهی تر و بزرگتر می شود ... باورت می شود هنوز دلتنگم ، دلتنگ لحظه هاییکه آمیخته در وجودم بودی ، نزدیکتر از نفس های من .... دلتنگ هر تکان خوردنت ... دلتنگ قلب کوچکت که صدای تپش هایش برای هر تپش قلبم قوت و قدرت بود .... ... دلتنگ روزهاییی که گذشت و خستگی اجازه نداد ، قدر دان این لحظات باشم. ، کاش زودتر از این تو را در صندوقچه ی قلبم پیدا کرده بودم...
و روزی که با زبان کودکانه ات گفتی : مامان ... و همه عشق ها رنگ خیال گرفت و من با این کلمه تا آسمان رفتم ... روزی که گفتی عاشقتم ... دانستم تمام شب بیداری هایم بر بالینت نتیجه داده و اینک فرشته کوچک من، عاشقم است ...
من مادرم ... مادر تو ... تو که یک دختری... زن خواهی شد و مادر .... به خودم می بالم ...
به خودم می بالم آنگاه که درد زن را می فهمی ، زمانی که هر چه سعی میکنم غم زن بودنم را پس خنده هایم پنهان کنم و تو باز می پرسی: مامان چرا ناراحتی ؟!!!
به خودم می بالم آنگاه که در تب بیماری می سوزم ، گاهی که حتی پدرت نیز نمیداند که من تب دارم و تو دست های کوچکت را بر پیشانی ام می گذاری و میگویی : اوه اوه ! مامان تب داری ... فرشته وار دست هایت را مرطوب می کنی و بر پیشانی ام می گذاری تا داغی تنم را با طراوت بارانی وجودت بزدایی....
به خودم می بالم آنگاه که برایم زمزمه می کنی : "شبی که آوی نی تو شنیدم ، چو اهوی خسته پی تو دویدم ، دوان دوان تا سوی چشمه رسیدم ، نشانی از می و نغمه ندیدم ، تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی ، از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی ..."
به خودم می بالم وقتی شبها با قصه های من پلک هایت سنگین می شود و آرام می گیری و من غم هایم را با دیدن چهره مهتاب گونه ات فراموش می کنم ...
به خودم می بالم که با افتخار فریاد می زنم ... من زنم ... من مادرم ... من مادر فرشته ای هستم به طراوت یاس های رازقی... دختری به زلالی آب....
از همه بی مهری ها می گذرم تا تو مهربان بزرگ شوی ... از همه نامردی ها چشم می پوشم تا تو مردانه ، زن شوی .... از همه دلتنگی ها می گذرم تا تو دلت آرام و دریا باشد ... و از نفسم می گذرم تا تو نفسی تازه بگیری ... ای آرام روزهای مادر ....گل یاس من ! فکر و ذکر تو مرا آرام می کند ، بی شک تو از جنس خدایی که اینگونه آرامم می کنی .
هدیه امروز من و هر روز من به تو : فهماندن معنای واقعی مادر...

عکسهای ماه تیسا و مهربد

ادامه نوشته

مظهر نور و روشنائی و مهربانی ، مهربدم تولدت مبارک!!!

فرشته کوچولوی نازنینم ، دوست داشتنی ترینم ، مظهر زیبائی وقدرت خداوند تولدت مبارک

من یکی از بهترین هدیه های خالق مهربون رو روز مبعث ، ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ گرفتم

خداوندا هزاران هزاران بار شکرت را بجا می آورم که یکبار دیگر این منت را بر من گذاشتی و منو لایق مادر شدن کردی ، و تونستم در کمال صحت و سلامت این معجزه کوچکمو توی بغلم بگیرم

بابا افشین تولد فرشته کوچولوت مبارک

ماه کوچولوی نازنینم تولد مهربد کوچولو مبارکت باشه

خدایا ازت میخوام نعمت مادر شدن رو به همه عطا کنی و همه فرشته ها رو در پناه خودت حفظ کنی

ادامه نوشته